دوگانگی پنهان و ایهام شرقی

روزنامه ایران، شماره ی 2461، 22 اردیبهشت 1382
مروری بر آثار حجمی امیر معبد به مناسبت نمایش آثارش در گالری لاله
دوگانگی پنهان و ایهام شرقی
ژینوس تقیزاده

امیر معبد از مجسمه سازان پرکار و فعال زمان معاصر است. او فارغ التحصیل نقاشی است و پایان نامه خود را در زمینه اینستالیشن ارائه کرده است.

فضا در آثار او نقشی بسیار جدی ایفا میکند و فضای خالی ارزشی همسان با حجم دارد. او در آثار قبلی و همچنین کاری که برنده جایزه سوم دوسالانه مجسمهسازی سال 81 شد احجامی آبستره و سفیدرنگ را در چیدمانی حساب شده در زمینهای تاریک قرار میداد به طوری که فضای خالی میان احجام که مشخصا با رنگ سیاه معنی مییافت، خود تبدیل به حجمی ملموس میشد و چنان ارزش فضاهای خالی و پر یکسان بود که میتوانست در حقیت بخش منفی یا خالی خود در حجم تصور شود و در حقیقت احجام معلق سفید در زمینه تیره در کل حجم واحدی را تشکیل میداد که هریک از دیگری قابل تفکیک نبود. گرچه کاملا از ویژگیهای حجم و درگیری آن با فضا بهره میگرفت، اما بسیار گرافیکی نیز بود، زیرا بازی میان سیاه و سفید و نیمسایهها بسیار خفیف که با نورپردازی گاه کاملا ازبین میرفت، میتوانست آن را به یک اثر گرافیکی نیز تبدیل کند و یا نوعی گرافیک حجمی تلقی شود.

امیر معبد در نمایشکاه هنر جدید موه هنرهای معاصر نیز کار بسیار موفقی ارائه کردهاست. دوازده هزار قارچ سفید که تمام سطح باغموزه را پوشاندند، جزو آثاری بود که توجه تمام عابران را نیز بهخود جلب میکرد. اینجا نوعی بازی گرافیکی، غیر از بخش حجمی آن صورت گرفت، نقاط سفیدرنگی که روی زمینه سبز باغ قرارداشت.

اما آثار جدید امیر معبد که از اوایل اردیبهشت ماه در گالری لاله به نمایش گذاشته شد دیگر دغدغه فضا را ندارد و از تعلیق فرمها در فضاهای منفی دست برداشته است و حالا بیشتر درگیر خود حجمهاست. حجمهایی که حالا فلزیاند- از ورقهای جوشکاری شده- و تنها از یک نقطه با زمین متصلند بر پایههای چوبی (که گاهی توی ذوق میزنند و حواس را از حجم به سمت خود معطوف میکنند و کنی عجلهای و سردستیاند!) اما آنچه در فرمهای او قابل توجه است، انتزاع و اندانوارگی است که تا یک میزان به چشم میآید. انگار که در کارهای «معبد» همیشه هرچیزی قرینه یا همزادی دارد. دو جنبهای که نوعی بازی میان دو کفه ترازو به راه بیندازد، اگر تا حالا بازی میان فضای مثبت و منفی بود، امروز بازی میان دوگانگی فرمهاست. حتی در آنها که بیشتر به طور افقی گسترده شدهاند، تا آنها که به سمت بالا کشیدهاند، یا آنها که در خود پیچشی دارند، درعین آنکه احجامی بسیار انتزاعیاند، اما به طرز پنهان و ملموس و انداموارهاند، اما نه تا آنجا که بطور مشخص تداعی چیزی باشند. این است که به احجام فلزی او شخصیتی خاص میدهد.

معبد از آن دسته هنرمندانی نیست که سعی کند هویت ایرانی را به اثر خود تحمیل کند چراکه به اعتقاد او، «اگرچه خود ایرانی است پس ایرانی است.»