حجم هایی برای قصه ها

مجله ی تندیس، شماره ی 139، 26 آذر 1387
درباره ی نمایشگاه امیر معبد در گالری هور
حجم هایی برای قصه ها
بهنام کامرانی

مجسمه هایی از آهن، چوب و مو. این ترکیب خودبهخود معرفیکننده سه ماده متفاوت است. حال اگر این ترکیب به مجسمههایی تازه و با، بار بیانی منتهی شود، شوق بازدیدکننده را برای دیدن بیشتر میکند. امیر معبد در آخرین جستجوهایش به مجسمههایی رسیدهاست که در گسترده هنر معاصر ایران لهجه خود را دارند و سنجیدهتر از همیشه بهنظر میرسند. او، علاوه بر تجربه مجسمه، چیدهمانهایی را با استفاده از مواد مختلف ایجاد کرده است: قارچهای گچی، توپهای کلاف شده که آتش میگیرند فرشتههای فلزی سیبهایی با مو و دستمال، شمعهای چیدهشده بر آسفالت و گلهای انبوه شده بر آینه و خاک، چهرهای از یخ و پلههای چوبی بالارونده. این گسترش متنوع از مواد، به همراه تجربههای دیگری در عکاسی و هنر دیجیتالی، جسارت استفاده از این سه ماده اخیر را در ساخت مجسمهها به او دادهاست. بهنظر میرسد، اجرای قابلقبول این مجسمهها فراز مهمی در مجموعه آثار معبد باشد. راهی که با تجربیات پیدرپی، که گاهی تنها تجربهای در فضا و فرم باقی میمانند و گاهی محتوای خود را بیش از حد به رخ میکشند، به مجسمههایی پالوده، پیچیده و پرانرژی رسیدهاست. معبد از سه ماده مختلف استفاده کردهاست: آهن، که جزو مواد معدنی است، چوب، که مربوط به گیاهان و درختان است و مو، که به انسان تعلق دارد. معبد این سه ماده را طوری بکارگرفته که آهن معمولا شکل پرخاشجو و گاه حمایتکننده بخود گرفته؛ چوب ساقهمانند و خاردار جلوه کرده؛ و مو گاهی از فواصل بین مواد بیرونزده یا در فاصلههایی پیچیده شدهاست. تاثیر بصری مجسمهها در دومعنای همزمان شکل میگیرد: آنها هم طنزآمیزند و هم خشن و پرخاشجو. کنگرهای و تیز و منحنی با سطح نرم و لطیف دارند. هم زنانه و هم مردانه. گاهی اشاره به بیرون خود دارند و گاهی به درون. گروتسک حاکم بر آنها وجه بیانی و تازه آنها را تاثیرگذارتر کردهاست. مجسمههای معبد وحشیگری و نرمش را با هم در شکلها و مواد خود به نمایش میگذارند. مجموعه آنها، بیننده را به یاد داستانهای هزار ویک شب و سندباد میاندازد. شاید شکل دستارمانند و نعلینشکل بعضی از مجسمهها در این تداعی موثر باشد. آنها عناصری از داستاهها را با خود دارند، بیآنکه تصویرگر واقعهای باشند. اشارههای جنسیتی در این مجسمهها، ضروری بهنظر نرسد و چندتایی از آنها بدون این ماده هم بیان خود را دارند.

معبد دریچه تازهای در مجسمهسازی معاصر بازکردهاست. دریچهای که درعین شرقی بودن از آرایههای نمایان استفاده نمیکند و دستاوردهای فضای پر و خالی و شکلهای تصرف فضا بهوسیله ماده را در اتمسفری تازه به نمایش درمیآورد. جمعبندی او از چیدمانهایش در این مجسمه، بلوغ ذهنی جستجوگر را، همراه با پختگی و تعمق، به نمایش میگذارد. نامگذاری مجسمهها، بااینکه گاهی مرتبط و گاهی غیرمرتبط بنظر میرسد، قدمی دیگر در آثار معبد محسوب میشود؛ چون وی بیشتر آثار پیشین خود را بدون عنوان نامیدهبود و از این طریق برشکل آها تاکید بیشتری داشت تا محتوایی که دنبال میکنند. امیر معبد با همین مجموعه خود را بعنوان مجسمهسازی پیشرو تثبیت و جستجوگریهایش را جمعبندی میکند. شوق دیدار مجسمههای آیندهاش را از هماکنون در خود احساس میکنم.